19 July, 2014

ایران برگ‌های برنده خود در عراق را از دست می‌دهد

 ایران برگ‌های برنده خود در عراق را از دست می‌دهد

به روز شده:  09:18 گرينويچ - سه شنبه 15 ژوئيه 2014 - 24 تیر 1393
زمانی که آمریکا در ائتلافی نانوشته و یا به عبارت دقیق تر همپوشانی منافع راهبردی اش با ایران برای ایجاد عراقی باثبات و امن، زمینه های نخست وزیری نوری المالکی در سال ۲۰۰۶ را فراهم کرد کمتر ناظری باور می کرد تهران و واشنگتن، در خصوص لزوم کنار رفتن مالکی از قدرت هم، با یکدیگر هم نظر باشند.
آمریکا وجود یک دولت مرکزی قدرتمند شیعه در بغداد را برای درهم شکستن مقاومت بازماندگان حزب بعث، سرکوب القاعده و حتی خلع سلاح کردن شبه نظامیان موازی شیعه از جمله گروه صدر ضروری می دانست و بدین ترتیب دولت مالکی بطور فزاینده‌ای تقویت شد و توانست شبه نظامیان شیعه رقیب را از جمله در بصره و شهرک صدر بغداد سرکوب کرده و با در هم کوبیدن جنگجویان القاعده، در مناطق سنی نشین عراق هم امنیت نسبی برقرار کند.
با آغاز ریاست جمهوری باراک اوباما در ژانویه سال ۲۰۰۹ و از دستور کار خارج کردن پرونده عراق به عنوان یکی از دغدغه های اصلی سیاست خارجی آمریکا و تعیین جدول زمانی خروج نیروهای نظامی این کشور از عراق و سپس افغانستان، اقدامات و مداخلات ایران سیر صعودی به خود گرفت.
چند روز پس از سفر جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا به بغداد در ۳۰ آگوست ۲۰۱۰ برای شرکت در مراسم پایان ماموریت جنگی نیروهای آمریکایی در عراق، سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، رهبران و چهره های منتفذ عراقی اعم از عرب و کرد را به تهران فراخواند تا به آنها بگوید حضور آمریکا رو به کاهش، اما نفوذ ایران در عراق رو به افزایش است.
آقای سلیمانی به میهمانان خود گوشزد کرد آمریکا روزی عراق را ترک خواهد کرد ولی ایران همیشه همسایه این کشور باقی خواهد ماند و سپس پیشنهادات خود را مطرح کرد که از جمله شامل تداوم نخست وزیری نوری المالکی و ابقای جلال طالبانی بر ریاست جمهوری عراق بود. او در آخر تاکید کرد آن دسته از رهبرانی که همکاری کنند از مزایای حمایت سیاسی و مالی ایران برخوردار می شوند و آنهایی که با خواست جمهوری اسلامی مخالفت کنند با عواقب سنگینی 
کلیک

فراز و فرود سیاست خارجی ایران در عراق

"
با وجود موفقیت ایران در برسرکار آوردن یک دولت شیعه دوست، آشفتگی سیاسی و امنیتی امروز در عراق نشان دهنده آن است که جمهوری اسلامی به علت عدم برقراری موازنه با تمام نیروهای عراقی و در پیش گرفتن شیعه گرایی، نتوانست در هدف غایی خود که همانا حفظ و تثبیت دولت مرکزی قدرتمند شیعه در بغداد باشد توفیقی حاصل کند."
به نظر می رسد جمهوری اسلامی در تحقق هدف اولیه خود یعنی روی کار آمدن دولتی شیعه و همپیمان در عراق موفق بود و عملا پس از سال ۲۰۱۱، و خروج نظامیان آمریکایی، واشنگتن نفوذ خود در عراق را تا حد زیادی از دست داد و عرصه را به ایران واگذار کرد.
براندازی طالبان در افغانستان و رژیم بعث در عراق توسط آمریکا با منافع راهبردی جمهوری اسلامی هم راستا بود. پس از سال ۲۰۰۳ و برکناری صدام حسین، ایران به ترتیب دو تن از اعضای سابق سپاه قدس به نام های حسن کاظمی قمی و متعاقبا حسن دانایی فر (که متولد عراق است) را به عنوان سفیر در بغداد منصوب کرد که به همراه سردار سلیمانی، بیشترین تاثیر گذاری را بر فرایندهای سیاسی عراق داشتند.
در این دوره ایران، عراق را به حیاط خلوت خود تبدیل کرد به طوریکه برای تمام تصمیم گیری های کلان در بغداد، سیاستمداران ریز و درشت عراقی مجبور بودند به رایزنی و جلب موافقت تهران بپردازند.
گروه هایی از قبیل مجلس اعلای اسلامی عراق (که توسط ایران ایجاد و تامین مالی و تسلیحاتی شده و حتی شاخه نظامی آن سپاه بدر، در جنگ ایران و عراق بر ضد نیروهای عراقی جنگیده بودند)، حزب الدعوه نوری المالکی، جریان صدر (که سپاه مهدی هم شاخه نظامی آن را تشکیل می دهد) و نهایتا گروه های شبه نظامی کمتر شناخته شده ای از قبیل عصائب اهل حق و کتائب حزب الله (که هر دو گروه در سوریه در کنار حزب الله لبنان و نیروهای بشار اسد می جنگند) از جمله تشکل های شیعه تحت نفوذ ایران بودند که قدرت مانور گسترده ای برای تهران در داخل همسایه غربی اش ایجاد کردند.
بطور مثال در انتخابات سال ۲۰۱۰ لیست "عراقیه" متشکل از نامزدهای فراجناحی و سکولار به رهبری ایاد علاوی توانست ۹۱ کرسی از ۳۲۵ کرسی پارلمان را به دست آورد ولی در این برهه، ایران گروه های شیعه را به تهران دعوت کرده و مانع از تشکیل دولت توسط علاوی شد تا نوری المالکی را در قدرت نگه دارد.
با وجود موفقیت ایران در برسرکار آوردن یک دولت شیعه دوست، آشفتگی سیاسی و امنیتی امروز در عراق نشان دهنده آن است که جمهوری اسلامی به علت عدم برقراری موازنه با تمام نیروهای عراقی و در پیش گرفتن شیعه گرایی، نتوانست در هدف غایی خود که همانا حفظ و تثبیت دولت مرکزی قدرتمند شیعه در بغداد باشد توفیقی حاصل کند.

سیاه جامگانی که معادلات منطقه را برهم زدند

نوری المالکی که پیشتر سمت معاونت کمیته بعثی زدایی در پارلمان عراق را برعهده داشت پس از نشستن بر تخت نخست وزیری با دستاویز پاکسازی بعثی ها، عملا رهبران اقلیت سنی و رقبای سیاسی خود را حذف کرد.
بی اعتنایی به مطالبات اقلیت اهل سنت یکی از مشوق های اصلی افراط گرایی و ظهور شبه نظامیان تندرو در عراق می باشد که با پیشروی سریع خود در مناطق سنی نشین، معادلات قدرت در عراق را برهم زده و ضمن ایجاد بزرگ ترین چالش برای سیاست های فرقه گرایانه دولت نوری المالکی، موجبات ناکامی و شگفتی جمهوری اسلامی را هم فراهم کرده است.
در یک تغییر خیره کننده دیگر در جهت گیری های منطقه ای، در حالی که ترکیه از خودگردانی بیشتر سنی ها و کردها در عراق پشتیبانی کرده و دیگر نگرانی چندانی برای ظهور کردستانی مستقل در مرزهای جنوبی خود ندارد، ایران و آمریکا همچنان خواستار دولتی یکپارچه در عراق هستند.

ایران بازنده اصلی تولد کردستان مستقل

کردستان عراق از دیرباز در قالب دو عشیره بزرگ طالبانی ها (بیشتر در سلیمانیه) و بارزانی ها (بیشتر در اربیل) اداره شده است. جلال طالبانی، رئیس اتحادیه میهنی کردستان که بطور سنتی در دایره نفوذ ایران بوده اکنون وضعیت جسمی مناسبی ندارد و حزب تحت رهبری اش در استان سلیمانیه دچار چالش های جدی بوده و حتی جنبشی بنام گوران (تغییر) باعث تضعیف بیشتر این حزب متحد ایران شده است.
"
مداخلات سپاه قدس و رویکرد قاسم سلیمانی فرمانده آن، یکی از عواملی است که منجر به شوراندن اقلیت سنی در عراق شده است. در شرایط جاری، حتی در صورتیکه مالکی بر ماندن بر نخست وزیری هم اصرار کند دیگر جایگاه یک مقام قدرتمند شیعه که بتواند تامین کننده منافع تهران و واشنگتن باشد را ندارد و به همین دلیل، دو کشور ایران و ایالات متحده، با سابقه روابط خصمانه دیگر علائمی مبنی بر ضرورت جانشینی فرد دیگری با مالکی نشان داده اند."
از سوی دیگر، نیروهای پیشمرگه تحت امر مسعود بارزانی، رئیس حزب دموکرات و رهبر اقلیم کردستان عراق که بطور سنتی دارای مواضع نزدیکی با ترکیه است با دستاویز قرار دادن تهدید داعش، کرکوک و برخی مناطق مورد اختلاف دیگر را تصرف کرده و بیش از پیش قدرت را در اقلیم کردستان به دست گرفته و رقیب دیرینش، اتحادیه میهنی را بطور کامل به حاشیه برده است.
از نکات شگفت انگیز تحولات اخیر این است که ترکیه از جایگاه مخالف سرسخت به حامی محتاط استقلال کردستان تبدیل شده و حتی اولین محموله های غیرقانونی نفت کردها را به دست مشتری های اسرائیلی شان رسانده است. بدین ترتیب، با تغییرات سریعی که در منطقه جریان دارد جمهوری اسلامی، نفوذ خود در کردستان را تا حد زیادی از دست داده و اربیل را به ترکیه واگذار کرده است.

مداخلات سپاه قدس، عامل تقویت ایران هراسی در عراق

شبه نظامیان تندروی سنی در عراق، شیعیان را صفوی، رافضی، مهدور الدم و دست نشاندگان ایران می دانند ولی ایران هراسی در افکار عمومی عراق صرفا به سنی های این کشور محدود نمی شود. بطور مثال جریانات شیعه عراق در موقعیت هایی از قبیل تصرف میدان نفتی فکه در استان مرزی میسان توسط ایران در دسامبر ۲۰۰۹ و حملات هر از گاه ایران به مناطق مرزی عراق لب به اعتراض گشوده اند.
جایگاه تضعیف شده مجلس اعلای اسلامی عراق به عنوان تشکل سیاسی برساخته تهران، در چندین انتخابات سراسری و محلی، از دیگر نشانه های ایران هراسی در سرزمین بین النهرین است.
می توان گفت مداخلات سپاه قدس و رویکرد قاسم سلیمانی فرمانده آن، یکی از عواملی است که منجر به ناراضی شدن اقلیت سنی در عراق شده است. در شرایط جاری، حتی در صورتیکه مالکی بر ماندن بر نخست وزیری هم اصرار کند دیگر جایگاه یک مقام قدرتمند شیعه که بتواند تامین کننده منافع تهران و واشنگتن باشد را ندارد و به همین دلیل، دو کشور ایران و ایالات متحده، با سابقه روابط خصمانه دیگر علائمی مبنی بر ضرورت جانشینی فرد دیگری با مالکی نشان داده اند.
تردیدی وجود ندارد معادله عراق آنطور که جمهوری اسلامی پیش بینی کرده بود پیش نرفت و از آنجایی که مردم عراق، ایران را هم در رفتار دولت مالکی مقصر می دانند، احتمالا جمهوری اسلامی، دیگر نخواهد توانست به تکتازی خود ادامه دهد، با وجود این همچنان به عنوان یکی از تاثیرگذارترین بازیگران خارجی در سیاست داخلی عراق باقی خواهد ماند.

30 June, 2014

کاش کرکوک نفت نداشت



مقاله ام در خصوص ضرورت تشکیل منطقه ای خودمختار برای ترک های عراق و سوریه که از دو سو در کانون حملات قرار گرفته اند: از یک طرف تندروهای سنی (داعش) به آنها می تازند از سوی دیگر فزون خواهی کردستان که نگاه طمع ورزانه ای به مناطق ترک نشین دارد:


احمد هاشمی: کاش کرکوک نفت نداشت

منتشر شده در سایت تریبون و بازنشر در گونئی نیوز، 50000000 و اؤرنجی سسی

Kerkuk Turkmenleri
احمد هاشمی، کارمند سابق وزارت خارجه ایران
"نفت" واژه ای است که بی تردید می تواند برای شهرهایی از قبیل دبی، دوحه، ریاض و کویت همزاد رفاه و شکوفایی باشد ولی همین واژه برای برای "کرکوک نشینان" یادآور طمع، استثمار و پاکسازی نژادی است. حوادث دلخراش در شهرهای ترک نشین کرکوک، تلعفر و توزخورماتو و کشتار مردم و رهبران ترکمن، بار دیگر نام این مردم را بر سر زبان ها انداخت.

ترک ها، یکی از ملت های تشکیل دهنده کشور عراق هستند که بیشتر به عنوان ترکمن شناخته شده ولی از نظر زبانی و فرهنگی، بخشی از جامعه ترک های آذربایجانی محسوب می شوند. ورود ترک ها به کرکوک به دوره آل امیه و آل عباس برمی گردد ولی از اواسط قرن یازده میلادی، مهاجرت های بیشتری صورت گرفت بطوریکه ترک ها تبدیل به اکثریت ساکنان این شهر شدند و همزمان با حاکمیت 500 ساله امپراتوری عثمانی بر بین النهرین، این ترکیب جمعیتی حفظ و تقویت شد و حتی با تاسیس دولت نوین عراق توسط بریتانیا، ترک ها تا زمان پیدایش منابع نفتی در کرکوک و شهرهای اطراف، اکثریت را تشکیل می دادند.
با آغاز اکتشافات نفتی در کرکوک در حدود 85 سال پیش یعنی در سال 1930 تغییر بافت جمعیتی این شهر هم آغاز شد و همزمان با توسعه تاسیسات نفتی، عرب ها و کردهای استان های مجاور، برای یافتن شغل و زندگی بهتر روانه این شهر شدند. با این وجود، ترکیب قومی و جمعیتی کرکوک بطور کامل تغییر نکرد؛ زیرا بر طبق آخرین سرشماری (سرشماری سال 1957) که عنصر قومیت و مذهب را هم لحاظ کرده بود ترکمن ها حدود 40 درصد، کردها 35 درصد و عرب ها کمتر از 25 درصد ساکنان شهر را تشکیل می دادند. با این وجود، ترک های کرکوک دو دوره پاکسازی نژادی و تغییر ترکیب جمعیتی را تجربه کردند که ضربه نهایی را به بافت ترکی این شهر وارد کرد: یک- سیاست تعریب و دو- سیاست کردسازی.

سیاست تعریب
سیاست تعریب یا همان عرب سازی، سیاستی تشویقی برای مهاجرت و اسکان عرب ها در کرکوک و دیگر بخش های ترک نشین و واگذاری زمین رایگان به عرب ها و تخریب روستاهای ترکمن نشین بطور جدی در سال 1980 شروع شد و تا سال 2003 که صدام حسین با حمله خارجی سقوط کرد ادامه داشت. قبل از آغاز سیاست تعریب، پیدایش نفت باعث تغییر بافت جمعیتی کرکوک شده بود و کردها و عرب های زیادی به این شهر ترک نشین مهاجرت کرده بودند ولی به علت موقعیت استراتژیک کرکوک و منابع نفتی بزرگ آن، رژیم بعثی عراق مصمم بود تا با اخراج ترک ها و کردها و اسکان دادن عشایر سنی عرب، این شهر را به یک شهر کاملا عربی تبدیل کند. با این وجود با وقوع جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 و برقراری منطقه پرواز ممنوع، از شدت تعریب کاسته شد ولی مشکل جدی تری بنام توسعه طلبی کردی جای آن را گرفت.

سیاست کردسازی
با برقراری منطقه پرواز ممنوع در سال 1991، کردها به سمت خودمختاری حرکت کردند ولی با حمله نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و سرنگونی رژیم صدام حسین در عراق، منطقه کردستان عراق راه خود را از بقیه این کشور جدا کرد. کردها با برقراری ثبات نسبی و حمایت قدرت های فرامنطقه ای بویژه آمریکا توانستند حیطه قدرت و نفوذ خود را افزایش دهند و عملا از جایگاه مردمی تحت ستم به مردمی توسعه طلب تبدیل شدند بطوریکه در خلا قدرت مرکزی قوی، با نادیده گرفتن سرزمین های ترک نشین و آشوری نشین به توسعه طلبی ارضی در شمال عراق پرداختند. تحولات اخیر و ظهور داعش موقعیتی تاریخی به کردها داد تا در اقدامی فرصت طلبانه، شهر چندملییتی کرکوک را به تصرف درآورند و آن را قلب کردستان بنامند. با این وجود، اربیل و کرکوک هنوز هم در ترانه های فولکلوریک ترک های عراق زنده است حتی اگر بافت جمعیتی آنجا تغییر کرده باشد.

ترک زدایی و آسیمیلاسیون در عصر حاضر
پس از سال 2003 عملا عراق در دام فرقه گرایی افتاده و به سه منطقه تحت تسلط کردها، عربهای شیعه و سنی تقسیم شده است. در این بین اقلیت هایی از قبیل ترک ها و آشوریان که فاقد نیروی نظامی و منطقه خودمختار هستند مجبور به وارد شدن به یکی از این جبهه بندی ها و جهت گیری ها هستند. واقعیت این است که روند آسیمیلاسیون ترکمن ها به شدت ادامه دارد و شکاف های شیعه -سنی و آسیب پذیری ترک های عراق در جهت گیری های منطقه ای باعث تشدید این آسیمیلاسیون شده است. مهاجرت گسترده و پراکندگی سرزمینی ترک ها هم در این فرآیند تاثیرگذار بوده است بطوریکه در شهرهای کربلا و نجف دو محله ترکمن نشین تشکیل شده که از ترورهای کور گروه های تندرو سنی و فزون خواهی اقلیم کردستان به جنوب عراق پناه برده اند.

فرقه گرایی دولت اردوغان و نزدیکی او به تندروهای سنی و اقلیم کردستان باعث شده ترکمن های شیعه آزرده شوند و به سمت ایران و دولت نوری مالکی کشیده شوند. چندی پیش یکی از رهبران محلی ترکمن ها از اینکه توسط آنکارا تحت فشار هستند تا با کردستان همکاری کنند شکایت کرده بود. شواهد حکایت از آن دارد که منافع کوتاه مدت تجارت و خرید نفت با کردستان، دولت اردوغان را به قربانی کردن مصالح ترک های عراق و سوریه واداشته است.

خودمختاری برای ترک ها؛ تنها راه برون رفت
ترک های عراق همواره به عنوان ستون پنجم ترکیه نگریسته شده و در دولت های مختلف عراق در کشتارهای 1923، 1947، 1959 و 1979 مورد عربی سازی و پاکسازی نژادی قرار گرفته اند. در مورد ترک های عراق داده های آماری دقیقی وجود ندارد ولی در سرشماری سال 1957 کردها 13 درصد و ترکمن ها 10 درصد از کل جمعیت عراق را تشکیل می دادند که معادل امروزی آن بالغ بر 3 میلیون نفر می شود.

در مورد ترک های سوریه هم آمار دقیقی وجود ندارد ولی بسیاری از منابع بر وجود دو میلیون ترک در این کشور تاکید دارند که در تمام استان های سوریه پراکنده هستند ولی در مناطق لازقیه، حلب، حمص، جولان و پایتخت، دمشق، حضور متراکم تری دارند. در سوریه همچنین 523 روستای عمدتا ترک نشین وجود دارد. ترک ها در سوریه پراکنده تر و آسیمیله شده تر هستند و بیشتر در زبان عربی آسیمیله شده اند ولی در عراق ترکمن ها از نظر جغرافیایی متمرکزتر هستند و به یک میزان در زبان های عربی و کردی آسیمیله شده اند.
بی تردید برای حفظ هویت ترکی در شمال عراق و سوریه و در امان ماندن از نژادکشی سفید شامل آسیمیلاسیون، اتو آسیمیلاسیون و الیناسیون، تشکیل دولتی خودمختار در "تؤرکمن ائلی" که متضمن حفظ حقوق ترک ها باشد ضرورتی انکارناپذیر است. تنها با تشکیل دولتی خودمختار شبیه به کردستان و داشتن نیروهای مسلحی مانند پیشمرگه، ترک ها خواهند توانست نیروی تحلیل رفته خود را بازیابی و در برابر خطراتی از قبیل کشتار داعش و فزون خواهی کردها، دوام و بقای خود را تضمین کنند.

وبلاگ نویسنده: http://ahmaddhashemi.blogspot.com.tr/


28 June, 2014

داعش، پیش قراول ترسیم نقشه خاورمیانه جدید



به روز شده:  16:41 گرينويچ - پنج شنبه 26 ژوئن 2014 - 05 تیر 1393
در روزها و هفته های گذشته، پیشروی خیره کننده گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (داعش) و تصرف موصل به عنوان دومین شهر بزرگ عراق به همراه اکثر مناطق سنی نشین شمال و غرب این کشور فقط موجب حیرت و شگفتی جهانیان نشد.
این پیشروی یک پرسش اساسی را هم مطرح کرد و آن اینکه چطور ممکن است یک گروه حداکثر چهار پنج هزار نفره فاقد امکانات و تجهیزات نظامی پیشرفته در حمله ای رعدآسا چنان به سوی پایتخت بتازد که علمای شیعه در عراق را وادار به صدور فتوا کند و برخی از روحانیان ارشد در ایران را هم، چنان درمانده کند که پیدایش داعش را به عنوان نشانه ای از خروج سفیانی و پیش درآمدی بر آخر الزمان تعبیر کنند.

سیاه جامگانی سوار بر موج نارضایتی سنی‌ها

نکته نغز تحولات اخیر در این است که بسیاری از مردم مناطق سنی نشین عراق به قشر برخوردار و فرادست جامعه تعلق داشته اند و آسان گیری نسبی فرهنگی و مذهبی شان با رویکرد خشن داعش هیچ همخوانی ندارد. در گذشته هم بغداد به عنوان مرکز فرهنگی و روشنفکری جهان عرب محسوب می شد که سنت قدرتمند "علمانیة" یا همان سکولاریسم در آن نهادینه شده بود.
داعش اما، با بهره گیری از نارضایتی گسترده موجود در بین سنی های عراق و سوریه، به تحقق تدریجی هدف خود برای ایجاد سرزمینی متشکل از سنی های این دو کشور نزدیک تر شده و پیش‌قراول تغییر مرزهای معیوب گذشته و بازترسیم نقشه خاورمیانه جدید شده است. خاورمیانه جدیدی که هدف آن بسط و توسعه دموکراسی و حرکت به جلو نیست بلکه بازگشت به عقب و تاسیس خلافت اسلامی و اعلام جهاد با کفار (بخش عمده جهان) و رافضی ها (شیعیان ایران و عراق و علویان سوریه) هدف غایی آن است.

سایکس-پیکو و جمهوری اسلامی

"
داعش اما، با بهره گیری از نارضایتی گسترده موجود در بین سنی های عراق و سوریه، به تحقق تدریجی هدف خود برای ایجاد سرزمینی متشکل از سنی های این دو کشور نزدیک تر شده و پیش‌قراول تغییر مرزهای معیوب گذشته و بازترسیم نقشه خاورمیانه جدید شده است."
توافق نامه سایکس- پیکو توافقی محرمانه میان دو دولت بریتانیا و فرانسه در خلال جنگ جهانی اول بود که در سال ۱۹۱۶ توسط دو دیپلمات ارشد به نام های مارک سایکس بریتانیایی و فرانسوا ژرژ پیکو فرانسوی برای تقسیم امپراتوری عثمانی منعقد شد.
در ترسیم یک شبه مرزهای مصنوعی، عامل زبانی، فرهنگی و انسانی و طبیعتا اکثریت تشکیل دهنده کشورها نادیده گرفته شدند و عراق به منطقه تحت نفوذ بریتانیا تبدیل شد و شام (شامل سوریه) تحت الحمایه فرانسه قرار گرفت و در راستای مقاصد استعماری در هر دو کشور پست های کلیدی به اقلیت ها (در سوریه علوی ها و در عراق سنی ها) سپرده شد تا دولت ضعیف و وابسته ای بر سر کار باشد.
در دهه های اخیر هم، سیاست های فرقه گرایانه جمهوری اسلامی و متحدانش، بشار اسد و نوری المالکی در عراق و سوریه باعث تشدید شکاف شیعه-سنی و فشار بیشتر بر سنی ها در عراق و سوریه شده است.
بنابراین به تعبیری می توان گفت داعش، محصول مشترک مرزهای ناعادلانه ترسیم شده توسط سایکس-پیکو و سیاست های فرقه گرایانه جمهوری اسلامی و متحدانش نوری المالکی و بشار اسد، بر ضد سنی ها است.

عراق قبل و بعد از تصرف موصل

همچنان که نچیروان بارزانی، نخست وزیراقلیم خود مختارکردستان عراق گفته است باید تاریخ معاصر عراق را به دو دوره قبل و بعد از تصرف موصل تقسیم کرد؛ چرا که بسیار دشوار است عراق به همان وضعیت سابق بازگردد و تمامی شواهد حکایت از آن دارد که پیشروی داعش صرفا سیلی گذرا و ویرانگر نخواهد بود.
تصرف موصل یک نقطه عطف و نشانه ای از خشم فروخفته و مطالبات سرکوب شده سنی ها در عراق است. گفته می شود در موفقیت داعش، بسیاری از گروه هاى مخالف دولت شیعه عراق شامل مردم سنى ناراضى از دولت مالکى، عشایر سنى، گروه نقشبندیه متشکل از حامیان صدام حسین و اعضاى حزب بعث و ملی گرایان سنی عراقی در آن سهم دارند و این جریانی پایدار است که تغییرات شگرفی را در رخدادهای داخلی و منطقه ای به همراه خواهد آورد.

تصرف کرکوک و فرصتی تاریخی برای کردها

بی تردید در عراق جدیدی که قرار است پس از فرونشستن غبار داعش ظاهر شود، کردها برنده اصلی هستند. همزمان با تاخت و تاز داعش، پیشمرگه های کرد هم به بهانه اینکه شهر کرکوک به دست داعش نیفتد این شهر مورد اختلاف را که متشکل از ترکمان ها، عرب ها و کردها است تصرف کردند تا آنطور که مسعود بارزانی می گوید برای همیشه آن را تصاحب شوند. اکنون هم چند تن از مقامات ارشد اقلیم کردستان از جمله مسعود بارزانی و نچیروان بارزانی پس از تصرف شهر کرکوک صحبت از حق تعیین سرنوشت و حتی استقلال برای کردستان به میان آورده اند.

ترک ها، بازنده اصلی داعش

دولت سُنی گرای رجب طیب اردوغان با حمایت از عناصر افراطی سنی در بین نیروهای اپوزیسیون سوریه و تامین پایگاه، سرپناه و تسلیحات و ارائه خدمات لجستیکی برای آنها بیشترین قمار را بر روی گروه های افراطی در سوریه و عراق کرد و نهایتا برخی شهروندان و دیپلمات هایش در موصل به گروگان گرفته شدند. حال که اپوزیسیون سوریه چندپاره شده و به دلیل اقدامات گروه های تندرویی از قبیل جبهه نصرت و داعش از اعتبار و میزان حمایت بین المللی آن کاسته شده است، ترکیه به حال خود رها شده تا با میلیون ها آواره سوری، تخریب وجهه و تحمل هزینه های مادی و معنوی فراوان دست و پنجه نرم کند.

داعش، خط بطلانی بر شعار وحدت شیعه وسنی

"
تحولات عراق و سوریه اعتبار انقلابی و ادعای اسلام گرایی فراگیر و فرا شیعی جمهوری اسلامی را یک سره زیر سوال برد و بطور آشکارتری نشان داد تهران در چنگال فرقه گرایی اسیر بوده و برای حفظ هلال شیعی و سیطره شیعیان حاضر است دست به هر کاری بزند و به راحتی اصل خودخوانده "برادری اسلامی" را زیر پا بگذارد."
جمهوری اسلامی توانست با بهره برداری از تحولات یکی دو دهه اخیر به شیعه گرایی در منطقه قدرت و قوت تازه ای ببخشد و در سال های اخیر هم با مداخلاتش، به تثبیت جایگاه و موقعیت همکیشان و متحدان شیعه و علوی خود در عراق و سوریه کمک کرده و در روزهای سخت، مانع از سقوط دولت های نوری المالکی و بشار اسد شد.
با این وجود، تحولات عراق و سوریه اعتبار انقلابی و ادعای اسلام گرایی فراگیر و فرا شیعی جمهوری اسلامی را یک سره زیر سوال برد و بطور آشکارتری نشان داد تهران در چنگال فرقه گرایی اسیر بوده و برای حفظ هلال شیعی و سیطره شیعیان حاضر است دست به هر کاری بزند و به راحتی اصل خودخوانده "برادری اسلامی" را زیر پا بگذارد.

تقسیم قدرت با سنی‌ها تنها راه حل پایدار

از آنجایی که مساله داعش فراتر از موضوع یک گروه تروریستی است، راهکار برون رفت از آن هم پیچیده تر از یک اقدام نظامی صرف بوده و یک راه حل سیاسی را می طلبد. اگر چه بر طبق قانون اساسی عراق، برخی پست های کلیدی به سنی ها و کردها واگذار شده است ولی عملا نخست وزیر این کشور تمامی قدرت را در دست گرفته و پست های دیگر را در حد تشریفاتی تقلیل داده است.
به نظر می رسد تنها راه برون رفت از بحران کنونی، توجه به مطالبات سنی ها است و در این راستا، استعفای نوری المالکی و تشکیل دولتی فراگیر و نهایتا تقسیم قدرت و ایجاد یک ساختار فدرال و اعطای خودگردانی داخلی به سنی ها می تواند در درازمدت مشکل عراق را حل کند.
چندی پیش روزنامه نیویورک تایمز با مطلبی تحت عنوان"چگونه ۵ کشور می تواند تبدیل به ۱۱ کشور شود؟"سخن از بازترسیم مرزهای کشورهای منطقه و زایش علویستان (در امتداد ساحل مدیترانه در سوریه) و سُنیستان (مناطق شمالی عراق و بخش عمده سوریه) شیعستان (منطقه شیعه نشین جنوب عراق) و نهایتا کردستان (در شمال عراق و سوریه) به میان آورده بود.
به نظر می رسد در این اوضاع آشفته، داعش مصمم است با ضمیمه کردن مناطق سنی نشین دو کشور عراق و سوریه، مرزها را به روش خود ترسیم کرده و با توسل به خشن ترین ابزارها، خلافت اسلامی مورد نظر خود را تاسیس کند. شاید تنها تدبیر سیاستمداران عراقی برای تشکیل دولتی فراگیر متشکل از سنی ها، کردها و شیعیان و ایجاد ساختاری فدرال بتواند ابتکار عمل را از دست داعش خارج کند.

18 June, 2014

سفر روحانی به ترکیه و بازی با کارت سوریه





به روز شده:  17:05 گرينويچ - چهارشنبه 18 ژوئن 2014 - 28 خرداد 1393
حاصل سفر دو روزه حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، امضای ده یادداشت تفاهم از استاندارد گرفته تا حمل و نقل و حتی تولید مشترک فیلم بین دو کشور بود.
این اولین دیدار دو جانبه یک رئیس جمهور ایران به ترکیه پس از هجده سال در حالی انجام شد که اختلاف دو کشور بر سر سوریه آن را به تعویق انداخته بود. مطبوعات ترکیه نوشتند از حسن روحانی همچون رئیس جمهور یک کشور طراز اول اروپایی استقبال شد ولی در مقابل، او از آرامگاه و بنای یادبود آتاتورک موسوم به "آنیت کابیر"، بنیانگذار ترکیه نوین بازدید نکرد که اعتراض جریانات لائیک و بویژه حزب مخالف جمهوری خواه خلق را به همراه داشت.

فاکتور سوریه در روابط تهران- آنکارا

پس از به قدرت رسیدن حزب اسلام گرای عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان در سال ۲۰۰۲، روابط اقتصادی و حتی سیاسی و دیپلماتیک بین ایران و ترکیه رو به گسترش بوده است. نگاه به شرق و همزمان اعلام سیاست "صفر مشکل با همسایگان" توسط احمد داووداغلو، معمار سیاست خارجی اردوغان باعث تقویت روابط ترکیه با کشورهای منطقه خاورمیانه شد بطوریکه با امضای یادداشت تفاهم های دوجانبه در زمینه لغو روادید، تعداد گردشگران عرب به ترکیه و حجم روابط تجاری این کشور با همسایگانش گسترش یافت که ایران هم از این قاعده مستثنا نبود.
ولی طرفه اینجاست که در روابط ایران و ترکیه در سه سال اخیر، کشور ثالثی بنام سوریه نقشی تعیین کننده داشته است. با آغاز جنبش های موسوم به بهار عربی، تهران و آنکارا هر یک با رویکرد متفاوت خود به حمایت از آن پرداخته و شیوه کشورداری خود را به عنوان الگویی برای حکمرانی در کشورهای عربی معرفی کرده بودند. ولی با تحولات سوریه ورق برگشت و با تشدید تظاهرات و متعاقبا جنگ داخلی در سوریه، ترکیه بر ضد بشار اسد موضع گرفت و به این ترتیب رودرروی ایران به عنوان حامی سرسخت او ایستاد.
"
در روابط ایران و ترکیه در سه سال اخیر، کشور ثالثی بنام سوریه نقشی تعیین کننده داشته است. با آغاز جنبش های موسوم به بهار عربی، تهران و آنکارا هر یک با رویکرد متفاوت خود به حمایت از آن پرداخته و شیوه کشورداری خود را به عنوان الگویی برای حکمرانی در کشورهای عربی معرفی کرده بودند."
با این وجود، پیروزی های چشمگیر اخیر ارتش سوریه بر نیروهای اپوزیسیون که با کمک فنی و لجستیکی سپاه قدس و حضور جنگجویان شیعه از لبنان و عراق میسر شد موضوع برکناری بشار اسد حداقل برای آینده نزدیک را منتفی و خطر سقوط دولت سوریه را از بین برد بطوریکه در جهان واقعی سیاست، دیگر حرفی از اینکه بشار اسد باید برود و یا حداقل از راه های قهرآمیز برکنار شود زده نمی شود. با قدرت یابی بشار اسد در سوریه، جایگاه منطقه ای و رویکرد سیاست خارجی ایران هم تغییر کرده و اکنون سوریه تبدیل به کارت برنده جمهوری اسلامی در منطقه شده است.

دستور کار سفر آنکارا

همچنانکه حسن روحانی در سفرش تصریح کرد این نخستین بار بود که این حجم از مسئولان بلندپایه ایرانی در پایتخت ترکیه حضور داشتند که بخودی خود نشان دهنده اهمیت این دیدار بود. طرفین حول سه محور انرژی، تجارت و مسائل امنیتی در منطقه و بویژه سوریه با هم به مذاکره پرداختند و موضوع انرژی و تجارت محور اصلی برنامه اقتصادی این دیدار بود.
در موضوع انرژی، ترکیه از ایران خواست تا قیمت گاز طبیعی صادراتی را ۲۵ درصد کاهش دهد و در این راستا تانر ییلدیز، وزیر انرژی ترکیه در مصاحبه چندی پیش خود گفت اگر ایران قیمت گاز صادراتی خود را کاهش دهد ترکیه واردات خود را به دو برابر افزایش خواهد داد.
افزایش مبادلات تجاری و دو برابر کردن حجم تجارت دو کشور و افزایش آن تا ۳۰ میلیارد دلار یکی دیگر از محورهای مذاکرات دو کشور بود. در حال حاضر ایران سومین بازار بزرگ صادراتی ترکیه است که بخش عمده آن را تجارت طلا و نقره تشکیل می دهد. برخی مطبوعات ترکیه نوشتند موضوع ۲۰۰ میلیارد دلار گمشده در دوره احمدی نژاد و پرونده رضا ضراب هم در دیدار روحانی مطرح شده است.

زمینه‌های همکاری

عوامل گوناگونی در سال‌های اخیر، از جمله نزاع قدرت میان نیروهای شیعه و سنی در منطقه و بویژه سوریه و عراق، بر روابط ایران و ترکیه سایه انداخته است. اما این اختلاف ها نمی تواند بر روابط اقتصادی دو کشور تاثیر آنچنانی بگذارد، چرا که از نظر بخش خصوصی کشور همسایه، تجارت پرسود و بازار گسترده ای برای کالاهای ترکیه در ایران وجود دارد و متقابلا ایران هم می خواهد گاز طبیعی خود را به ترکیه و حتی اروپا صادر کند.
"
به نظر می رسد ترکیه هم نسبت به گذشته مواضع خود بر ضد دولت بشار اسد را تعدیل کرده و آماده همکاری با ایران برای دستیابی یه راه حلی مرضی الطرفینی در سوریه است."
علاوه بر همکاری اقتصادی، در بخش امنیتی هم مبارزه با فرقه گرایی در سوریه، عراق و لبنان که آثار و پیامدهای آن حتی در ایران هم در حال انتشار است یکی از عرصه های همکاری مشترک بین دو کشور است. بر طبق آنچه اخیرا در رسانه ها منتشر شده بود قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس از گسترش فعالیت ها و حیطه اقدامات گروه های تندروی سنی وابسته به القاعده و دیگر گروه های تکفیری در ایران ابراز نگرانی کرده بود. به نظر می رسد ترکیه هم نسبت به گذشته مواضع خود بر ضد دولت بشار اسد را تعدیل کرده و آماده همکاری با ایران برای دستیابی یه راه حلی مرضی الطرفینی در سوریه است.

زمینه های واگرایی

عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه، در دیدار با همتای ایرانی خود گفت ایران و ترکیه می توانند همانند فرانسه و آلمان روابط تجاری خود را در چارچوب شراکت استراتژیک توسعه دهند. با این وجود، رقابت بعضا خصمانه و تقابل رویکردهای دو کشور در مورد سوریه، ادعای نمایندگی اسلام سنی توسط ترکیه در برابر فزونخواهی اسلام شیعه به سردمداری جمهوری اسلامی، وجود تحریم ها و ناخرسندی آمریکا از تعمیق روابط تهران- آنکارا از جمله موانع بازدارنده برای برقراری همکاری استراتژیک پایدار بین دو کشور هستند.
در مورد بهار عربی هم شاهد بودیم که جاه طلبی های اردوغان و بلندپروازی های جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی تلاقی پیدا کرد و در حالیکه اردوغان ادعا داشت ترکیه می تواند الگوی پیوند اسلام و دموکراسی برای کشورهای عربی باشد ایران قیام های عربی را منبعث از انقلاب اسلامی خود دانست.
در سالهای اخیر، روابط دو رقیب قدرتمند همسایه در مسیر همواری سیر نکرده و فراز و نشیب های زیادی را به خود دیده است، بطوریکه با مطرح شدن موضوع مداخله ترکیه در سوریه در سال گذشته تهران تا تهدید نظامی آنکارا پیش رفت.
با این وجود، مرز ایران و ترکیه یکی از صلح آمیزترین، باثبات ترین و قدیمی ترین مرزهای جهان است که به استثنای تغییرات اندک و تثبیت آن در سال ۱۹۲۳ همزمان با تاسیس ترکیه نوین، به مدت پنج قرن از زمان جنگ چالدران در سال ۱۵۱۴ میلادی دستخوش تغییر نشده است.

17 June, 2014

مصاحبه ام با روزنامه لیندرو



متن انگلیسی در پایین صفحه


Medio Oriente

Iraq, la via iraniana

Stati Uniti e Repubblica islamica mai così vicini contro l'ISIS. Gli interessi spiegati dall'ex funzionario del Ministero degli Esteri Ahmad Hashemi

 - See more at: http://www.lindro.it/politica/2014-06-17/132224-iraq-la-via-iraniana#sthash.LtKaB9TS.dpuf


Potrebbe essere la terza guerra irachena e la seconda guerra Iraq-Iran. Ma, dalla Rivoluzione khomeinista del 1979, sarebbe anche la prima guerra con Stati Uniti e Iran -il Grande Satana e l'asse del Male- schierati dalla stessa parte: con il Governo di Baghdad, contro gli aggressori stranieri.
Il primo colloquio informale tra Teheran e Washington è atteso, a margine dei colloqui per l'accordo sul nucleare in corso dal 16 al 20 giugno a Vienna. Anche se un faccia a faccia sull'Iraq è stato escluso, al termine della prima giornata, il Ministro degli Esteri iraniani Mohammad Javad Zarif ha discusso dell'emergenza con l'omologo britannico William HagueLa telefonata ufficiale Teheran-Londra, che a breve riaprirà l'Ambasciata in Iran, è già di per sé una notizia.
Non lo sarebbero, invece, le trattative dietro le quinte con gli Usa: già dopo la strage dell'11 settembre, per analoghe cause di forza maggiore, i falchi repubblicani di George W. Bush si rivolsero, trovando disponibilità, nientemeno che alla Repubblica islamica- Allora l'obiettivo era stabilizzare l'Afghanistan e ottenere le 'extraordinary rendition' di alcuni qaedisti.
Dieci anni dopo, negoziare sembra più facile se non addirittura scontato, con Barack Obama al posto di Bush junior e con una macchina da guerra da disinnescare, quella dell'ISIL (Stato islamico dell'Iraq e del Levante), ancora più feroce di al Qaeda.
Voci di corridoio vogliono che la Guida Suprema Ali Khamenei abbia sempre tenuto aperto un canale di dialogo sotterraneo con la Casa Bianca, anche negli anni delle sanzioni più dure. Di certo, con la crisi irachena non esiterà ad accordarsi nuovamente per un aiuto reciproco, nel nome della sicurezza nazionale, magari senza dare troppo nell'occhio.
Dalle reciproche prese di posizione di Iran e Usa contro l'ISIL - gruppo affiliato e poi rinnegato dal network di Osama Bin Laden - la vera notizia sono i ventilati colloqui alla luce del sole tra Stati Uniti e Iran. I rispettivi falchi (l'ala dura dei Pasdaran da una parte e l'apparato del Pentagono dall'altra) non risparmiano secche smentite. Ma pubblicamente, tanto la Casa Bianca quanto il Governo riformista di Hassan Rohani, aprono al gran passo.
Alla tivù di Stato, il Presidente iraniano ha dichiarato di «valutare, se richiesta, una collaborazione con gli Usa» per «contrastare nella pratica e con le parole l'avanzata di terroristi fanatici». In prospettiva, fonti della Difesa americana hanno escluso categoricamente un patto con il diavolo. Ma ai media, il Segretario di Stato Usa John Kerry, riguardo a una collaborazione con Teheran, ha indicato di «non escludere niente che non sia costruttivo».
Di certo a trarre maggior vantaggio “dalla cooperazione sarà l'arci-nemico iraniano, che con la guerra in Iraq guadagna peso e importanza nella politica mediorientale. Quel che accade in Iraq”, ci spiega l'ex funzionario del Ministero degli Esteri iraniano Ahmad Hashemi, “è nell'interesse dell'Iran, perché rende il Governo iracheno di Nuri al Maliki più dipendente da Teheran, dà all'Iran una contropartita per i negoziati di Vienna e avvicina Washington a Teheran: L'Occidente ha bisogno dell'Iran come mai prima, per ridurre la crisi in Siria, Iraq e negli Paesi della regione.
Paradossalmente Iran e Stati Uniti hanno interessi, anche economici, convergenti in Iraq. Nella fattispecie, i pozzi del petrolio sottratti a Saddam Hussein da un lato e, dall'altro, il gasdotto Iran-Iraq, grazie al placet del Governo filo-sciita di Baghdad.
Ma, tra le due potenze, sono gli Usa i più svantaggiati, perché  “l'Iraq comunque contende all'Iran il secondo posto tra i maggiori produttori di petrolio dell'OPEC”, precisa l'esperto che ora vive in Turchia: una crisi a Bghdad non potrà che rafforzare l'argento dei persiani. Inoltre, con l'Occidente “l'Iran ha ora il coltello dalla parte del manico, può includere i suoi interessi in qualsiasi soluzione proposta per l'emergenza. Dopo aver quasi vinto la guerra in Siria, Teheran si trova nella sua posizione più forte e più influente in politica estera”.
Ufficialmente, Rohani ha condannato i crimini atroci commessi in Iraq e promesso di reagire con forza: ma solo se la Repubblica islamica sarà aggredita, non con un'ingerenza militare diretta.
Al momento”, spiega Hashemi, “per la Repubblica islamica l'ISIL non è una minaccia imminente, prima dei confini iraniani ci sono le zone cuscinetto del Kurdistan e sciite. Solo se l'ISIL diventa più forte, può innescare gli estremisti sunniti iraniani del Baluchistan all'emulazione. Adesso il pericolo è molto più serio per la Turchia, alcuni membri dell'ISIL sono già riusciti a infiltrarsi nel Paese, dove ci sono stati scontri tra l'esercito e i ribelli”.Ma se Obama ha spedito a Baghdad le prime 275 unità speciali (equipaggiati per il combattimento) in difesa del personale diplomatico, sui media internazionali tuttavia si rincorrono continuamente le indiscrezioni di uomini dei Guardiani della Rivoluzione, inviati in Iraq già nelle ore successive alla presa di Mosul, in difesa del Primo ministro iracheno al Maliki.
Tanto Zarif quanto la Portavoce del Ministero degli Esteri iraniano Marziyeh Afkham si sono affrettati a smentire battaglioni persiani a Baghdad e dintorni. «Ma è nell'interesse di tutti stabilizzare il Governo iracheno. Se gli Stati Uniti comprendono che questi gruppi rappresentano un minaccia per la sicurezza nella regione e vogliono realmente combattere il terrorismo e l'estremismo, allora la causa è comune» ha aggiunto al 'New Yorker' il Capo della Diplomazia iraniana che, da Ambasciatore all'Onu, cenava con Hagel e con il vice di Obama, Joe Biden.
In realtà, gli iraniani in Iraq sono il segreto di Pulcinella: unità al Quds dei Guardiani della Rivoluzione (le forze speciali all'estero di Teheran) sono di stanza a Baghdad dal post Saddam. Secondo il 'Guardian', tuttavia, con l'avanzata dell'ISIS nel Paese sarebbero stati paracadutati altri 2 mila paramilitari basijigli ausiliari iraniani impiegati come manovalanza, anche nella guerra contro Saddam tra il 1980 e il 1988.
Ufficiali iracheni hanno rilasciato informazioni circostanziate su 1.500 iraniani che hanno varcato il valico di Khanaqin, nella provincia di Diyala, e di altri 500 avrebbero raggiunto l'area di Badra Jassan. Il 13 giugno scorso, inoltre, altri indiscrezioni sono apparse sul 'Wall Street Journal', sul comandante dei corpo d'élite al Quds, Qassem Suleiman, atterrato a Baghdad, pare, per supervisionare la difesa nella capitale irachena e coordinare l'assistenza.
Ex basiji e vecchio capo dei Pasdaran ai tempi della guerra contro l'Iraq, Suleiman, vicinissimo alla Guida Suprema, è l'uomo giusto al momento giusto. Nessuno crede che il super-comandante si sia precipitato a Baghdad per questioni di routine.
Anche in Siria, dove a parole l'Iraq propugna la dottrina di «non ingerenza negli affari interni», Pasdaran e basiji, specie se afghani, sono una merce preziosa quanto tenuta nascosta, in sostegno al regime di Assad.
Per l'emergenza; il Premier al Maliki ha chiesto più aiuti tanto agli Usa quanto all'Iran. Ed entrambi -senza specificare in che modi- si sono impegnati a fornirli da subito. Anche questo è un altro collante con Washington.
Obama e il Segretario americano alla Difesa Chuck Hagel (suo braccio piazzato a capo del Pentagono) premono per «un'intensa azione diplomatica», che riporti «l'Iraq nelle mani degli iracheni». Kerry invece vedrebbe di buon occhio gli «strike mirati», anche con droni d'attacco degli Usa, affiancati stavolta non dai marine statunitensi ma da truppe iraniane sul campo.
Pure in Siria doveva andare così, prima dell'accordo tra Usa e Russia sulle armi chimiche di Assad. E in Iraq ci sarebbero già i Pasdaran. Per Hashemi, un intervento militare in tandem con gli americani tuttavia è ancora troppo per Teheran. Quello che l'Iran, in concreto, può fare è cooperare con il Governo Usa, scambiando le informazioni di intelligence e incoraggiando le milizie sciite a combattere contro l'Isis, in coordinamento con eventuali truppe americane”.
All'agenzia 'Reuters' ufficiali americani hanno confidato che «l'Amministrazione Obama sta sondando possibili negoziati diretti con l'Iran sull'Iraq».
A Vienna il vice Segretario di Stato William Burns sarebbe pronto a discutere di Iraq con Zarif, a margine dei negoziati. Tanto il Consiglio supremo della Difesa americano poi, che quello iraniano (Snsc), in questi giorni si sono riuniti per vagliare «tutte le opzioni».
L'inedita guerra al terrore di Usa e Iran batte anche altri terreni delicati, come i colloqui tra il Kurdistan iracheno e la Repubblica islamica. Da Erbil, il Premier curdo Nechirvan Barzani è volato a Teheran per incontrare il Segretario Snsc Ali Shamkhani: l'appello è all'armonia tra curdi, sciiti e sunniti iracheni, uniti contro l'ISIL, il male comune.
- See more at: http://www.lindro.it/politica/2014-06-17/132224-iraq-la-via-iraniana#sthash.LtKaB9TS.dpuf





 متن انگلیسی مصاحبه


1) Does a war in Iraq make easier nuclear talks in Vienna for Iran? Is a final agreement with the group 5+1 more likely today than two weeks ago?
The war in Iraq has brought more weight and importance for Iran’s Middle Eastern policies in a way that the U.S, has suggested to its arch-enemy – Iran - to cooperate in this issue. So what happens in Iraq is in the interests of Iran because it made the Al-Maliki government more dependent on Tehran and has given a bargaining chip to Iran in the Vienna talks and also broght Washington-Tehran closer. The West as well needs Iran more than ever to help reduce the crises in Syria, Iraq and other countries in the region and of course Iran now has the upper hand to include its own interests in any proposed solution for the above crises. Iran is experiencing its strongest ever position and the most influential foreign policy after almost winning the war in Syria.

 2) Can Iran take advantage of a long sectarian conflict in Iraq to rise his oil and gas export in Europa and generally also to asiatic countries?
Recently there was an argument in Iranian media that Iraq is taking Iran’s position as the second biggest OPEC oil producer and in reaction to those news Iranian petrolium minister reiterated that Iran will keep its position as second oil producer. So again what is going on in Iraq and in the long-run the weak and divided government in Baghdad is in the interest of Tehran.

3) Rohani proposed Obama an alliance against rebels of Isis in Iraq. Could political informal negotiations become open and turn to a war in common (iranian troops + Us raid) in Iraq?
This is too much for Iran to engage in a war at the same line with Americans against rebels but what Iran could do is that it can cooperate with the U.S. government in the area of sharing intelligence and encouraging shiite militia to fight with Isis, in coordination with American troops.

4) How big and near is the danger of Isil's escalation and militar advance in Iraq for iranian and turkish borders and for iranian and turkish common people?

For Turkey this danger is more serious as the Isis members have already infiltrated into Turkey and there was some clashes between Turkish troops and rebels inside Turkey. For Iran however, Isis threat is not imminent because there is an Iraqi Kurdistan and Shiite buffer zone between Isis and Iranian borders. But if Isis become stronger then it can pose threat by inspiring and playing a role model for Iranian Sunni extremists in regions like Balochestan province.